تبليغاتX
کوچه های عاشقی
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


کوچه های عاشقی








 دكتر جابر امامي از جمله شخصيتهاي برجسته بافراني است كه سالها در خارج از كشور مشغول تحصيل و تدريس بوده اند . دكتر جابر از كودكي در خانواده اي متدين و مذهبي پرورش يافت . عشق و علاقه جابر به مام وطن باعث شد كه بعد از سالها سكونت و فعاليت علمي در خارج از كشور به آغوش ميهن بازگشته و به تربيت جوانان اين مرز و بوم بپردازد . دكتر جابر جزء معدود اساتيد برجسته در رشته داروشناسي است كه در حال حاضر در دانشگاه علوم پزشكي اصفهان به عنوان دانشيار دانشكده داروسازي و علوم دارويي مشغول به تدريس هستند . دكتر جابر جزء چهره هاي محبوب بافران بوده و هميشه از خصال و ويژگيهاي نيك اخلاقي او به خوبي ياد مي شود . كتاب  كاربرد مفاهيم رياضي در داروسازي ( بيو فارماسي- فيزيكال فارماسي ) يكي از آثار گرانقدر استاد امامي است .                                                                                

      استاد جابر هدف از تاليف اين كتاب را انتقال مفاهيم رياضي  به دانشجويان رشته داروسازي و ساير رشته هاي وابسته به پزشكي مي داند. براي درك بهتر مفاهيم و معادلات رياضي سعي شده تا آنها به زباني ساده  بيان گرديده و براي ملموس تر شدن آنها از مثالهاي فيزيكي استفاده گردد. همچنين بعد از ارائه اصول و معادلات لازم در هر فصل كاربرد آن در دارو سازي با انتخاب مثالهايي مناسب بيان شده است . ضمنا در پايان هر فصل تمرينات به همراه جواب نهايي ارائه شده كه مي تواند در جهت فراگيري بهتر مطالب كمك نمايد . 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 23:1  توسط علیرضا عرب   | 


عنوان كتاب: اولين ها در عاشورا

نويسنده:باقر دَرياب نجفي

قم ، ياقوت ،1384

اين كتاب تحت عنوان  اولين ها در نهضت عاشورا در چهار فصل سامان يافته است.

1.اولين هاي قبل از حادثه

2.اولين هاي زمان وقوع حادثه

4.اولين هاي حرم مطهر

ترتيب حوادث بر اساس وقايع تاريخي عاشورا با ذكر توضيحات لازم در تبيين مفاهيم اثر ،از امتيازات اين كتاب است .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 14:17  توسط علیرضا عرب   | 


عنوان كتاب : فلسفه و عوامل جاودانگي نهضت عاشورا

نويسنده: ابوالفضل بهشتي

قم: بوستان كتاب ،1382

عاشورا حماسه اي شور انگيز در تاريخ بشري است كه مرز هاي جغرافيايي وحتي اعتقادي را  درنورديده و احساسات ميليون ها انسان را به طرزي شگفت  به خود مشغول ساخته ومَهر جاودانگي  بر خود زده است.

اينك سئوال اين است كه فلسفه و عوامل اين جاودانگي چيست؟

چه عواملي در جاودانگي اين نهضت نقش داشته است؟

چرا در اين قيام از زمان وقوع تا كنون  وتا قيامت  دلها را تسخير كرده  و مي كند؟

چرا هرساله ماه محرم ،ماه ابراز عشق به آن شهيد فداكار ،يعني ابا عبدالله الحسين  پرشورتر  وسال به سال بر اين عشق وشور افزوده مي شود و هرگز غبار نسيان  بر آن ننشسته ونمي نشيند؟

به سئوال اول در بخش فلسفه جاودانگي نهضت  و به سئوال دوم  در بخش دوم از اين كتاب پاسخ داده شده است.   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 14:8  توسط علیرضا عرب   | 


 

دكتر عبدالحسين زرين كوب در اواخر  اسفند1301هجري شمسي در بروجرد چشم به جهان گشود . تحصيلات ابتدايي ومتوسطه را در بروجرد به پايان رسانيد. پس از پايان تحصيلات متوسطه  به دبيري در دبيرستان هاي بروجرد پرداخت  در سال 1327  ليسانس خود را از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران  دريافت كرد. سپس  وارد دوره ي دكتري  ادبيات شد كه سرانجام در سال 1334  موفق به اخذ  درجه دكتري  از دانشگاه  تهران شد. دكتر زرين كوب  از سال 1341 به بعد در فواصل  تدريس در دانشگاه  تهران  در دانشگاههاي  هند ،پاكستان ،آكسفورد ،سوربن ،پرينستون و... به تدريس پرداخت . در ضمن اين فعاليت ها ،به علم ملل و نحل  ومباحث مربوط  به كلام  ، نقد ادبي وتاريخ علاقه يافت و آثار ارزشمندي  در اين زمينه  تاليف كرد . دكتر زرين كوب  در سالهاي  اخير  بيشتر اوقات  خود رابه مطالعه  وتحقيق وتدريس مباحثي در عرفان ، اديان وتاريخ گذرانده است . دهها كتاب و صد ها مقاله  حاصل تحقيقات ارزشمند او در طي  پنجاه سال گذشته بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 10:52  توسط علیرضا عرب   | 


 

آدم‌ها مثل ِ کتاب‌ها هستند

قیصرامین پور

 

بعضی آدم‌ها جلدِ زرکوب دارند،

بعضی جلدِ ضخیم و بعضی نازک،

 

بعضی آدم‌ها ترجمه شده اند،

بعضی از آدم‌ها تجدیدِ چاپ می‌شوند،

و بعضی از آدم‌ها توقیف

و بعضی از آدم‌ها فتوکپی ِ آدم‌های ِ دیگر اند.

بعضی از آدم‌ها صفحاتِ رنگی دارند،

بعضی از آدم‌ها تیتر دارند، فهرست دارند،

و روی پیشانی ِ بعضی از آدم‌ها نوشته اند:

حق ِ هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

بعضی از آدم‌ها قیمتِ روی ِ جلد دارند،

 

بعضی از آدم‌ها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند،

و بعضی از آدم‌ها بعد از فروش پس گرفته نمی‌شوند.

بعضی از آدم‌ها را باید جلد گرفت،

بعضی از آدم‌ها را می‌شود توی ِ جیب گذاشت!

 

بعضی از آدم‌ها نمایش‌نامه اند و در چند پرده نوشته می‌شوند.

بعضی از آدم‌ها خط خوردگی دارند،

بعضی از آدم‌ها غلطِ چاپی دارند.

بعضی از آدم‌ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی ِ آن‌ها را بفهمیم.

و بعضی از آدم‌ها را باید نخوانده دور انداخت.

کتاب‌ها مثل ِ آدم‌ها هستند.

بعضی از کتاب‌ها برای ِ ما قصه می‌گویند تا بخوابیم.

و بعضی قصه می‌گویند تا بیدار شویم،

بعضی از کتاب‌ها تنبل هستند.

 

بعضی از کتاب‌ها تقلب می‌کنند،

بعضی از کتاب‌ها دزدی می‌کنند!

بعضی از کتاب‌ها به پدر-و-مادر ِ خود احترام می‌گذارند.

و بعضی حتی اسمی هم از پدر-و-مادر ِ خود نمی‌برند.

بعضی از کتاب‌ها هرچه دارند، از دیگران گرفته اند.

 

بعضی از کتاب‌ها هرچه دارند به دیگران می‌بخشند.

و بعضی از کتاب‌ها فقیر اند و بعضی گدایی می‌کنند.

بعضی از کتاب‌ها پرحرف اند، ولی حرف برای ِ گفتن ندارند،

و بعضی ساکت و آرام اند ولی یک عالم حرفِ گفتنی در دل دارند.

بعضی از کتاب‌ها بیمار اند،

 

بعضی از کتاب‌ها تب دارند و هذیان می‌گویند.

بعضی از کتاب‌ها، کودکانه و لوس حرف می‌زنند.

و بعضی از کتاب‌ها فقط غر می‌زنند و نصیحت می‌کنند.

 

بعضی از کتاب‌ها پیش از تولد می‌میرند.

و بعضی تا ابد زنده هستند

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 22:11  توسط علیرضا عرب   | 


 

كتاب فرهنگ جامع نامها و آباديهاي كهن اصفهان از جمله كتب ارزنده در زمينه واژه شناسي و ريشه يابي اسم آباديها و روستاهاست . مولف گرانقدر جناب آقاي محمد مهريار ، در مقدمه كتاب مي گويد : چه بسياري از نامها و اسامي روستاها و شهرهاي كشورمان كه براي مردم زمان ما نامفهوم و ناشناخته است . چه بسا اسمهاي شهرها و روستاها و آباديها بر اساس تفكرات و انديشه و حوادث زمانهاي گذشته و شايد چندين هزار سال پيش تعيين شده است و يا اين كه مردم هر محل ، محل سكونت خود را بدان نامها خوانده اند . ممكن است بسياري از اين اسامي و اعلام را مردم دوران ما نشناسند و يا از چگونگي نامگذاري آن بي خبر باشند و ريشه و مبناي واژه ها را در فرهنگها و كتابهاي لغت نتوانند پيدا كنند و گاهي نمي دانند كه واژه از عربي و يا زبان ديگري چگونه وارد زبان فارسي شده است .

 

مولف درباره بافران چنين مي نويسد : بافران ديهي است كه آن را در جمع ديه هاي دهستان حومه نايين به حساب آورده اند . در سال 1375 اين ديه 2365 نفر جمعيت داشته و از اين جهت در ميان ديه هاي بسياري كه جزو جمع اين دهستان ذكر شده ممتاز است . در روزگاران كهن اين ناحيه داراي آبهاي زيرزميني بسياري بوده كه اين همه قنات در آن كنده شده است . آن قدر در اين ناحيه آب و آبادي بوده است كه مي گويند در اين ديه بافران ، آسياي بزرگ لوله اي هم وجود داشته است .

 

واژه شناسي :  نويسنده كتاب چنين مي گويد « در ظاهر امر چنين به نظر مي رسد كه تقطيع اين نامواژه « با + فر +آن » باشد ؛ يعني محلي منسوب به فر و شكوه يا جايي كه فر و شكوه و جلال بسيار دارد . اين تقطيع با موازين اشتقاق سازگار است ولي به حكم اين كه در اين زيستگاه آب فراوان بوده و چنانكه گفته شده آسيابي هم در آنجا وجود داشته ( ويرانه هاي آن هنوز پابرجاست ) به ذهن مي رسد كه در اين واژه بايد اشاره اي به آب داشته باشد . تلفظ و تداول عامه هم اين معنا را مي رساند چون كه مردم آن را « باف + ران » تلفظ مي كنند و اگر اين واژه را به صورت كامل ،‌تقطيع كنيم مي شود « باف + ر + آن » و بايد هم تقطيع چنين باشد ،‌چون تداول عامه به هر حال در شناخت معناي نامواژه موثر است .

 ببينيم با اين صورت تقطيع معناي آن چيست . جزء اول « باف » خود از دو جزء « ب + آف » تركيب شده ،‌ جزء اول « ب » تخفيف يافته كلمه « به » معادل صورت قديمي « وه » است يعني خوب و عالي و جزء دوم آن « آف » معادل « آپ » به معناي آب است و مي دانيم كه حرف « پ » به « ف » تبديل مي گردد و اما جزء سوم « ر » حرف هموند است و « آن » پسوند كثرت و نسبت است . بنابراين بافران يعني « به + آب + آن » يعني جايي كه آب خوب و فراوان دارد .
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 14:15  توسط علیرضا عرب   | 


عنوان:توصيه هاي پزشكي و درمان هاي خانگي

نويسنده:دبورا تكاك

مترجم : مينا اسماعيلي

تهران:گلبرگ،1382

پيشرفت هاي علم پزشكي در زمينه درمان بيماريها،بسيار سريع وشگرف بوده وهمه روزه اخبار جديدي  از كشف وتوليد داروهاي جديدبراي درمان بيماري هاي مختلف به گوش مي رسد . با اين وجود بسياري از درمان هاي سنتي  وكهن اثر بخشي خود را حفظ كرده  وحتي بر اعتبار  آنها نيز افزوده  است . اين مجموعه  جالب وخواندني با عنوان درمان هاي خانگي سعي مي كند با ارائه مطالب درماني ساده  وخانگي در مورد بيماري هاي شايع آن هم با زباني روان و همه فهم در جهت ارائه اطلاعات لازم و بهره گيري عامه مردم از مطالب روز پزشكي گام بردارد ودر اين راستا از نظر حدود 400 نفر  از متخصصان برجسته  علم پزشكي در آمريكا بهره برده است .

بامطالعه مطالب جالب  وخواندني اين كتاب سطح اطلاعات پزشكي خود را بالا برده  و به سلامتي خود كمك كنيد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 19:49  توسط علیرضا عرب   | 


 

 

عنوان كتاب:كليد هاي پرورش مهارت هاي اساسي زندگي در كودكان و نوجوانان

نويسنده: دروتي ريچ

مترجم: اكرم قيطاسي

تهران : صابرين ،1382

 

نويسنده اين كتاب با استفاده از روش ها ومثال هاي ملموس اساسي ترين مهارت هاي مورد نياز براي موفقيت در زندگي را بيان كرده است. هرفصل از كتاب به يك مهارت اختصاص يافته وشامل مباحثي  ساده اما با ارزش براي تقويت مهارت مورد نضر مي باشد.

مخاطب اين كتاب والدين ومربيان عزيز هستند تا با بهره گيري از ااين روش ها  بستر مناسبي براي پرورش  مهارت هاي ضروري زندگي  ايجا د نمايند. در بسياري از موارد نكات ومثال هاي ارائه شده به ما مي آموزند  كه چگونه با استفاده از خلاقيت خود ،ودر موارد مشابه به گونه اي مناسب رفتار كنيم. همچنين مي آموزيم   كه چگونه با تشويش ونگراني  كمتري در مورد آينده كودكان  ونوجوانان  وبا اطمينان  وشناخت موقعيت  آنها ساده ترين  ودر عين حال بهترين راهكار ها را براي رسيدن به مقصود بر گزينيم .مي توانيم بجاي آنكه  همواره با نگراني مراقب آنها باشيم  به آنها بياموزيم  كه چگونه خودشان  ياريگر خود باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 18:47  توسط علیرضا عرب   | 


عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) در روستای بافران از جایگاه والایی بر خوردار است و هر سال این مراسم با شکوه خاصی انجام می شود . کتاب اشک کویر گویای این مراسم معنوی و ارزشمند است که حاصل تلاش همه کسانی است که این مراسم را با عشق و علاقه و بدون منت بر پا می کنند و این تصویر زیبا را روز عاشورا به نمایش می گذارند .

مراسم زیبا و منحصر به فرد و آداب و رسوم خاص این دهه گرانقدر در این کتاب ارائه شده و هنوز هم برای غنی تر کردن کتاب و تحقیق و پژوهش بیشتر در این زمینه عرصه مهیاست تا کسانی که دوست دار آداب و رسوم  و حفظ و انتقال آن به آیندگان هستند بتوانند در این عرصه قلمفرسایی کنند . کتاب نوشته جمعی از مولفین می باشد  و همچنین از  نظرات افراد خبره و منابع کتبی نیز استفاده شده است  . کتاب به صورت تمام رنگی در ۳۳۶ صفحه - ۳ بخش و ۱۴ فصل ارائه شده است

نازم آن آموزگاری را که در یک نیمروز

دانش آموزان عالم را چنین دانا کند

ابتدا منشور آزادی نویسد در جهان

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:37  توسط علیرضا عرب   | 


 

كتاب نظام آبياري سنتي در نايين از جمله كتب ارزنده و مفيد درباره منابع آب در كوير و شيوه هاي تقسيم آب در ميان مردم و كشاورزان در دهه هاي گذشته است . مولف كتاب جناب آقاي دكتر جواد صفي نژاد با بهره گيري از تجارب ارزنده مقنيان و صاحب نظران منطقه دست به تاليف اين كتاب ارزنده زده است . در اين ميان نقش سر مقني ها و افراد خبره در امر احداث قنات و تامين منابع آب زيرزميني حائز اهميت است . كتاب شامل 600 صفحه ،  سه بخش و 12 فصل مي باشد كه فصل پنجم كتاب اختصاص به بافران دارد كه با سرمقني قنات دولت آباد چيت ، آقاي حسن پوربافراني ( حاج حسن سلمان ) در مورد كار قنات و مسايل تخصصي آن  مصاحبه اي صورت گرفته است . اهميت اين موضوع و جذابيت مطلب باعث شده كه حتي تصوير جلد كتاب نيز تصوير سرمقني دولت آباد چيت باشد كه اين مطلب نشان دهنده اهميت اين موضوع براي نويسنده بوده است .  در قسمتي از كتاب چنين آمده است : (هنگامي كه ما بر سر قنات آمديم محمود چرخ كش ( محمود عرب بافراني ) با صدايي آقاي حسن پوربافراني را از قعر چاه فراخواند و حسن آقا با كمك طناب چرخ چاه بالا آمده و صميمانه به پرسشهاي ما پاسخ دادند . فردي كه از ميله قنات بالا مي آيد سرمقني و يا كلنگ دار گروه مقنيان بافران مي باشد) . در جایی از کتاب آمده : قبل از انقلاب اسلامی که مقدار آب قنات دولت آباد چیت بافران حدود دو برابر آب امروزی قنات بود قنات مذکور دو میراب داشت : جواد حاج اسماعیل

جواد شیخ رحیم

هر یک از این میرابها یک شبانه روز آب را به نوبت سرپرستی می کردند و آب را از روی طاس ( ساعت آبی  - سرجه ) بین حقابه بران تقسیم می نمودند .

مطالب كتاب به شرح زير است:‌

بخش اول :‌شهر نايين

فصل اول : شناخت

فصل دوم :‌سازه هاي آبي

فصل سوم : طومار آبي

فصل چهارم : تحليل و تقويم طومار

بخش دوم :‌حومه نايين

فصل پنجم : روستاي بافران

فصل ششم : نوگنبد

فصل هفتم :‌محمديه

فصل هشتم :‌سنجش زمان

بخش سوم : اسناد و سازه ها

فصل نهم :‌اسناد حومه

فصل دهم :‌اسناد شهرستان

فصل يازدهم :‌سازه هاي آبي

فصل دوازدهم : اطلاعات نويافته

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 12:28  توسط علیرضا عرب   | 


عنوان:ميوه هاي بهشتي

نويسنده:احمد محمد زاده

تهران:دبيزش،1384

 

اين كتاب درباره ميوه هاي مختلفي است وداراي هشت فصل مي باشد.فصل اول شامل مطالب كلي وعمومي در فوايد وخواص ميوه ها ،وديگر اينكه باتوجه به وضع طبيعي  وخلقت انسان ،آدمي درآغاز ازنظر تغذيه،جانداري گياهخوار بوده وبا خوردن گياهان وميوه ها به حيات خود ادامه مي داده تاروزگاري كه به گوشتخواري روي آورده وگوشت را به برنامه غذايي خود افزوده است

فصل دوم تاهشتم كتاب مطالبي درباره انار ،انجير ،انگور ،زيتون،خيار ،موز وخرما مي باشد كه در قرآن مجيد از آنها به عنوان (ميوه هاي بهشتي)نام برده شده است .در هر فصل نخست ميوه معين با توجه به قرآن مجيد ،مورد بحث قرار مي گيرد وسپس در ادبيات منظوم به بررسي آن پرداخته مي شود ودر پايان نيز نظر پيشوايان ديني وگفتار صاحب نظران علم تغذيه در خصوص آن ميوه بيان مي شود.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 17:53  توسط علیرضا عرب   | 


ناصر پوربافراني صمد ، شاعري از جنس مردم

 

بافران از قديم تا به حال مهد علما و فضلا بوده و ذوق و طبع مردم اين سرزمين ،‌در سرودن شعر و شاعري و توجه به اشعار منظوم مثال زدني است . نواي لا لايي عاشقانه مادران اين مرز و بوم كه نشات گرفته از ذات و سرشت پاك آنها در توجه به ارزشهاي انساني است از آغاز زندگي در گوش فرزندان ، طنين مي اندازد و با آن مانوس مي شوند . توجه به ابيات و اشعار آهنگين و استفاده از آن در مراسم و حالات مختلف ،‌ بيانگر توجه عميق مردم اين سرزمين به امر شعر و شاعري و نكته سنجي است . حال آنكه در اين زمينه ،‌نقش تعليم و تعلم ،‌ چندان بارز و تعيين كننده نيست و نياز نيست كه فرد داراي تحصيلات آكادميك باشد . از جمله اقدامات ارزنده كانون ادبي نيستان بافران ،‌ شناسايي نيروهاي نخبه و برجسته در اين عرصه است تا با معرفي و نقد اشعار اين عزيزان ، گامي در راستاي آشنايي و معرفي چهره هاي برجسته علمي و ادبي بافران برداريم .

 

ناصر پوربافراني صمد در زمره كساني است كه در اثر ممارست و انس با اشعار و آثار بزرگاني چون سعدي و حافظ و دارا بودن ذوق و طبع خدادادي به چنين مرتبه اي رسيده است . اشعار ناصر برگرفته از حس ساده روستايي و تلاش جهت ارائه تصويري ذهني از زشتي ها و زيبايي هاي دنياست . تصويرها ساده و كوتاه و به دور از پيچيدگي و در قالب مثنوي ارائه مي شوند و در اين ميان ،‌ نقش احساس و ذوق راستين و بي پيرايه به ارزش كار ناصر افزوده است .

نمونه اي از اشعار ساده و پيرايه و برخاسته از دل ناصر را مرور مي كنيم :

 

شيران شب آفريقا

 

سلام بر ساكن روستايي و شهر               كنيد گوش ماجرايي تلخ تر از زهر

اكيپ لكه گير آماده گشته                          تو ماشين روي پاي هم نشسته

غلامو و ابوالفضلو ذليل بود                          اكيپ را سرپرستي بچه فيل بود

حسن هر روز به فكر سوخت و چايي           به لبخند و به شوخي كربلايي

هر آن كس پند اين مرد را كند گوش             بدي ها را كند دائم فراموش

نه تنها گوش نكردند هيچ پندي                        نه تابلو چيدن و نه كله قندي

رسيدند بر مقر چون ساعت ده                           بريختند قير داغ در درز جاده

چو فرغون پر شد از اصحابه فيل                  به روي قير ريختند ريگ سجيل

ز نايين بود كيلومتر هفت و هفتاد                   دو ماشين از دو بيچاره چپ افتاد

به شكرانه كسي را جان و پيوند                        نيامد از تنش بيرون چو گوسفند

برفت امروز و فردا اين حكايت                     مصوب شد به پاسگاه و شكايت

تصور كن كه زهتاب را خبر شد                    خبر از ماجراي پر شرر شد

اكيپ خسته اندر زير پل بود                    سخنها از زمين سفت و شل بود

يكي ناراحت از فرغون كم باد               يكي كلّش به پل خورد و كپ افتاد

يكي از لاشه مرغ در تنفر                             يكي از نق نق زن بود دلخور

كه اي مرد برج سه گرديد اتمام                   شده روز سفيدم تيره چون شام

حقوقت كي دهند اي جان شيرين                كبابي نوش كنيم رو ميز فردين

به زير پل گروه در فكر پول بود               كه كاشكي جيبمان از پول ، فول بود

حسين دست دعا برداشت يا رب                        كه ديشب بچه مي ناليد از تب

نداشتم پولي اندر جيب خالي                          ز پيچش بچه مي پاشيد رو قالي

ز بالا و ز پايين طفل بد حال                            بريختي يك سره در سطل آشغال

گروه تخليه در داخل پل                                 براي لحظه اي كردند تامل

اكيپ جامه زرد نالان و جان سوز                       رسيد زهتاب خشمگين در همان روز

بگفت سردار اين لشكر كه باشد                        كه تا آشي كه پخته خود بنوشد

ز پل بيرون مقام مرزشاهي                               به زهتاب گفت منم سردار چه خواهي

سلام كردش حسين خلق نيكو                          جوابش را بداد آن مرد خوش خو

بگفتا اين چه شن بود بار كرديد                         براي سوم است اين كار كرديد

كجا رفت تابلوت كو كله قندي                      چرا بر ما جرائم مي پسندي

در اين جاده اگر مرغي رود زير                    دو صد اشتر كنند فاكتور سرازير

گرفت برق 3 فاز آن 4 و 5 كس                چو محكومان به نزد ايست و بازرس

فرو رفت خشم مرد اصفهاني                          بينديشيد به تدبير نهاني

بگفتا اين چنين با خود به خلوت                   ببخشم گر شما  اين نيست مروت

چنان گيرم گلاب از خرمن گل               كه سوزد خشك و تر در زير اين پل

در اين بودند گروه فقر بدبخت            خدا را شكر به خير بگذشت و او رفت

وليكن بي خبر از بانك ملت                  حقوق برج 3 را داد به ذلت

عزيزان را كه هشتاد سبز كم شد              جگرها مملو از اندوه و غم شد

كنند دل را چو سفره پيش انظار              بگويند بيست هزار نيست شوخي بردار

تمنا دارم اندر بيت آخر                           خدايت مي دهد در جاي ديگر

به لطفت گر ببخشي اين جريمه                   خداي مشرق و مغرب كريمه

 

آنچه در ابيات قابل توجه است سادگي زبان و تصاوير شعري است كه در آن مي توان به كلماتي كه با كار ناصر در ارتباط است اشاره كرد . ناصر در حال حاضر كارگر اداره راه و ترابري شهرستان نايين بوده و ماجراي بالا از زمره وقايع اتفاق افتاده اي است كه ناصر با الهام از آن ، آن را به زيور شعر آراسته است . 

به كارگيري لغات كوچه و بازار در شعر ناصر از جمله ويژگيهاي بارز زباني آن است كه با سادگي و بدون پيرايه ،‌ لحظه هاي طنز آميزي را رقم مي زند . به كار بردن اصطلاحات راهداري و بيان دغدغه هاي كاري كارگران و حرفها و سخنهايشان كه نشات گرفته از سادگي و بي پيرايگي است در جاي جاي شعرها خودنمايي مي كند . تعامل و گفتگوي شخصيتهاي شعرهاي ناصر بر پايه نيل به ايجاد صحنه هاي طنز آميز و شاد حركت مي كند و آنچه در اين صحنه ها جلب توجه مي كند سهل و ممتنع بودن آنهاست . اشعار به ظاهر ساده و بدون هرگونه آرايش كلامي و ادبي ولي در باطن ،‌ ظريف و استادانه شكل گرفته است و گاه گاه تك بيتهاي زيبايي نيز در بين اشعار خودنمايي مي كند از جمله :‌

در اين جاده اگر مرغي رود زير      دو صد اشتر كنند فاكتور سرازير

چنان گيرم گلاب از خرمن گل       كه سوزد خشك و تر در زير اين پل

 

از ديگر خصايص شعر ناصر به كارگيري ابتكار در به كار گيري لغات ثقيل و درشت و نامتناسب با وزن دلخواه است . وزن شعر ( ماجراي برف روبي گلچي )  در بحر هزج مسدس محذوف سروده شده و كلمه اي مانند جرثقيل را در اين وزن نمي توان به كار برد . ناصر با ابتكار تركيب جرث و قيل و استفاده از علامت به اضافه ( +) اين مشكل را حل نموده جايي كه مي گويد :

خبر دادش به نايين مرد دانا       جرث + قيل آمد آنجا

جرث + قيل پايين آمد          گلچي را كرد رها و نايين آمد

 

در پايان شعر ماجراي برف روبي گلچي را به عنوان حسن ختام مي آوريم :

 

چو باريد برف سنگين ماه آذر            ز سرما بسته شد راهها سراسر

كمر بستند راهداران چابك              سخن از برف و حرف و قصه و جك

گروهي راه اردستان داده پوشش       اكيپي ملا احمد كرده كوشش

نمك پاشان از جانها گذشته                بشد چشمانشان گندم برشته

به حمدالله همه راهها شدن باز              تريلر سنگي مي رفت آخرين گاز

رسيد نوبت به راه روستايي                  كه شايد خلق گذارند رد پايي

چه بد پنج شنبه اي بود بهر خاني            ميان خون بود يك لقمه ناني

خاني عازم شده بر سوي گلچي           لودر چون لنكروز نيست هاي تاخچي